شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
ديباچه 121
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
الطبقة الثانية من ملوك الروم » آن فهرست كتابها است . در آغاز آن در « ذكر الافلاك و هيآتها و النجوم و تاثيراتها و العناصر و تراكيبها و كيفية افلاكها » و فصلهاى پس از آن باز تاريخ فلسفه است . در آن ياد شده است از « يحيى النحوى الحريص » همان فيلوپونس ( كوشا و كاردوست ) و نگارش او بنام « كتابه الذى دل فيه على ان العالم محدث و نقضه لكتاب برقلس فى قدمه و رده على افلاطون و ارسطاطاليس و افلوطرخس و غيرهم من القائلين بقدمه » ( ص 11 ) . 19 - ابو القاسم مسلمة مجريطى زندهء در 347 را گفتهاند كه تاريخ فلاسفة الاسلام دارد ( ديباچهء فؤاد سيد بر ابن جلجل ص كه - ذريعه 3 : 373 ) . 20 - حمزهء اصفهانى در سنى ملوك الارض و الانبياء ساختهء 350 ( ابن نديم 304 و 309 و 127 و 158 ) كه نگارندهء مجمل التواريخ القصص نگاشتهء 520 از وى بسيار بهره برده است در تواريخ روم از وكيع قاضى درگذشتهء 306 گرفته و آن را تا سال 301 رسانده است ( ص 63 و 68 - مجمل 136 و 137 ) - همچنين از تاريخ حبيب بن بهريز مطران موصل و مترجم كه از يونانى به عربى در آمده بود بهره برده است ( ص 72 - مجمل 124 ) سرچشمهء ديگر او گفتار مردى رومى است كه فراش احمد بن ابى دلف بوده و دبير و كتاب خوان و دانا و ستارهشناس كه درست عربى نمىدانست و از روى منابع رومى سخن ميگفته است ( ص 63 - مجمل 125 ) . اين دفتر خود يكى از سرچشمههاى فلسفهء ايرانى و يونانى است ( سزگين 1 : 376 ) . 21 - مطهر بن طاهر مقدسى در البدء و التاريخ ساختهء 355 از آراء طبيعية فلوطرخس به نام « كتاب ما يرضاه الفلاسفة من الآراء الطبيعية » در چندين جا بهره برده است ، بدوى و دايبر اين جاها را نشان دادهاند . در آن از يحيى نحوى ( نيمهء يكم سدهء ششم ) ياد شده